الشيخ محمد علي الگرامي القمي

87

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى)

علمى روز بطلان آن‌ها ثابت شد ، بىارزش شدند . و البته اين‌ها از مسائل فلسفى عليا نمىباشند . اصول متعارفه از نظر بداهت و زيربنايى بودن ، درجاتى دارند و بديهىترين اصول متعارفه فلسفه‌ى دو اصل مىباشند . 1 - اصل اثبات واقعيت عينى 2 - اصل امتناع تناقض . اگر واقعيتى را در جهان نپذيريم ، مباحث فلسفه كلًا بىارزش مىشود ، و اگر تناقض را جايز بدانيم ، كشف هيچ مطلبى برايمان امكان‌پذير نخواهد بود ! زيرا پس از اثبات يك مطلب و رسيدن به دليل‌هاى قاطع آن ، باز هم نمىتوان يقين به آن پيدا كرد . چون ممكن است نقيض آن هم تحقق پيدا كند ! اين اصل ، زير بناى همه‌ى علوم و همه‌ى اصول و مبادى ديگر است ! و حتى اصل اثبات واقعيت نيز به آن نيازمند است . زيرا پس از اثبات اصل واقعيت ، اگر تناقض جايز باشد ، ممكن است در عين اثبات واقعيت ، عدم واقعيت هم صحيح باشد ! و بديهى است كه با تجويز نقيض يك شىء ، يقين به آن پيدا نخواهد شد . بدين جهت است كه اصل امتناع تناقض را اصل الاصول و ام القضايا ناميده‌اند . در بحث حركت در ماترياليسم ديالك‌تيك ، در مورد اصل مزبور ، بحث خواهيم كرد . اصول متعارفه ديگرى هم در فلسفه به كار برده مىشوند . مانند اصل هوهويت ، امتناع سلب الشىء عن ذاته ، بطلان دور ، و چيزهاى ديگر كه هر يك در محل خود بايد بررسى شوند . مبادى تصوريه فلسفه ، نوعاً در ضمن خود مباحث فلسفى ذكر مىشوند ؛ همان‌طور كه در بررسى احكام وجود ، مفهوم آن بررسى شد ؛ درباره‌ى عدم و ماهيت و سپس درباره‌ى ساير مقولات فلسفى چون علت و معلول و . . . نيز همين‌طور است .